تبليغاتX
ذیغار ـ آرمانشهرِ انسانهایِ داغون - جوان کم تجربه؛ مسنّ بی انگیزه!

بسم الله

مسأله­ای که این روزها سخت در فکرش هستم این است که

1-  حدود 3، 4 ماه است که با انواع و اقسام مدیران اعم از بالادستی! میان دستی و پایین دستی دست و پنجه نرم می کنم ...

2-  با بکارگیری مدیران جوان در پستهای مهم و بالادستی و .. مخالف بودم و دنبال دلیل برای بکارگیری آنها توسط دولت می گشتم ...

3-  مدیران اعم از بالادستی و میانی، همه از یک سنی که می گذرند دو فاکتور مهم مدیریتی را از دست می دهند ... 1- «انگیزه» 2- «توان» ... و فاکتوری جایگزین می شود که برای یک مدیریت پویا «سمّ» است : «محافظه­کاری»

4-  در یک مدیریت «محافظه­کار» تحت هیچ شرایطی نمی توان 1-«تغییر» ایجاد کرد یا 2- بدنبال «سرعت» بود .. چون نه انگیزه ای است برای اثبات مدیریت، نه توانی است برای ایجاد تغییر و سرعت

5-  مدیریت جوان یه مدیریت «کم تجربه» است؛ مهمترین ویژگی این مدیریت، «سعی و خطا» در سیاستها و برنامه های اجرایی است که گاهی اوقات بسیار هزینه­بر می نماید.

نتیجه 

برای یک مدیر جوان که هم «انگیزه» دارد و هم «توان» می توان مشاوری از مدیران مسن انتخاب کرد تا «کم­تجربگی» او را تا حدودی کم­رنگ کرد و از «سعی­وخطا»ی هزینه­بر جلوگیری کرد؛ اما یک مدیر مسن هرچند با کوله باری از تجربه را نمی توان با مشاور جوان، «پرانگیزه» و «توانمند» کرد!

 

  دیوانه­ام می­کند بعضی وقتها .. بابا تو دیگه کی هستی!..در محضر خدا به هر مناسبتی و به هر تکانی که می­خوری باید زیارت عاشورا بخوانی .. اول ماه .. آخر ماه .. وسط ماه .. چپ برو .. راست بیا .. عقبگرد .. از جلو نظام! .. زیارت امام حسین!! ای بابا ! تو مگر با خدا چه کرده ای که این همه تحویلت می گیرد .. بابا زن و بچه ات را برده ای بیابان! خب! جلوی اینهمه نامرد! خب! 72 تا از بهترین هایت را کشته اند! خب! بچه ات را قطعه قطعه کرده اند! خب! زن و بچه ات را اسیر کرده اند! خب! از قفا منحور شده ای! باز هم خب! این اتفاقات که در این دنیا هر روز دارد می افتد! مگر نه!؟ بگو پس چه کرده ای! یکی جواب من را بدهد!

   بعدازظهر جمعه است .. بیکارم .. هنوز 3 ساعت تا افطار .. ای بابا .. مُردیم از تشنگی! .. پس «بی وتن» می خوانم! .. حسِّ امیرخانی بازی­ام گل می کند .. بسم الله :

-    تاس را می اندازی بالا .. بَرو بَچ قمارباز! اصلاً نه! سکه را بالا بینداز! شیر یا خط .. آوَخ! آینه را از یاد برده بودم ..! دوباره باید انداخت ..

-         اَه .. حرفت را بزن! چرا اینقدر کشش می دهی ..!

-         اگر دروغ نگویم و یادم باشد .. به قول استادنا دنیا دنیای شیر یا خط است .. یا شیری یا خط.. آینه نداریم ..

-         آقای عزیز! حاشیه نه! اصل...

-    چَشم! برادر من! (تا اطلاع ثانوی «خواهر من» نداریم! پس فقط همان برادر من!) یا تولایی یا تبرا! همه را همین گونه بسنج! خاکستری نداریم! یا این­ور آبی یا آن­ور آب! نمی شود رفیق امام حسین بود و با یزید هم  آبگوشت خورد! نه برادر من! تاسَت را انداختی اگر آینه آمد! دوباره باید انداخت ..

-         ما این حرفها حالیمان نیست .. مثل «بی وتن» بزن توو خط عشقی ...

-    چَشم قربان شکل ماهت! دنیای دنیایی­ها هم دو روی سکه است! یا عشق یا نفرت .. سکه را که می اندازی بالا هزار چرخ می خورد اما چیزی که می آید پایین یا شیر است یا خط .. یا عشق است یا نفرت ...

-         یعنی!؟

-    یعنی اینکه یک زمانی ممکن است «بزرگ همیشگی» باشی یک زمانی هم «اسفل جحیم»! پس مهم نیست .. زمانی آنچنان احترامت میگذارند که .. و زمانی نه تنها احترامی نیست بلکه انواع و اقسام توهین ها .. نگویم دیگر .. اما دنیا چقدر زیبا می شود اگر همه آن توهین­ها بی جواب بماند .. می­بینی ..گوش می­کنی .. از این و آن می­شنوی .. اما فقط لبخندی به لبت می آید و می­گویی: «الحمد» ... وای که چقدر لذت دارد .. توهین­های بی­جواب .. «الحمد»

   خواجه عبدالله انصاری برای سیر بسوی «او» 100 منزل تعریف میکند .. کلیک کنید .. چه کسی می­رود این­همه راه را .. به­نظر شما ـ فرض کن مثلاً 2 ساله! ـ می شود این 100 منزل را طی کرد؟ می شناسید کس یا کسانی که «یک شبه» ره 100 منزله را طی کرده باشند ..!؟

   آماده می­شوی که بروی بیرون .. روسری مشکی­ات را مث این پیرزن ها به­صورت «چارقدی» سرت می­کنی .. برای اینکه دیگر مو، لای درز «جلب نکردن توجه دیگران»ت نرود «کلیپس»ت را هم از پشت روسری­ت زیر چانه­ات می زنی .. چادرت را سر می کنی و .. یا علی .. سرت پایین است .. مواظبی طوری راه نروی و ... که توجه کسی جلب شود .. به میدان می­رسی .. زیرچشمی پلیس ارشاد را می­پایی و سرت را پیش خودت بلند که ایول .. می­بینند من را که دمش گرم .. کاش همه­ی دخترا مثل این دخترخانم بودند .. آفرین .. نه .. عیبی ندارد .. توجهشان به حیای تو .. به پوشش کامل تو جلب شد..! موردی نیست .. یکمرتبه می­بینی یکی­شان به طرفت می آید .. ناخودآگاه دستت می­رود جلوی پیشانیت و لمس می کنی جلوی روسری و چادرت را که نکند تار مویی ..

-         سلام خانمم!

-         سـ ..سلام!

-         اولاً که باید به مادرت آفرین گفت که همچین دخترِِ خانم و با حجابی تربیت کرده ..

-         خـ.. واهش می کنـ..م .. لطـ..ف دارین ..

-         اما دخترم ................

آرام آرام به کوچه­ی کنار میدان می روی .. دستت را از پشت سر می­بری به زیر روسری­ات .. گیره­ی­ سری که از پشت به موهایت زده­ای را در می­آوری و ... خلاص! دیگر توجهی را جلب نمی­کنی!

   هروقت می­نوشتم انگار داشتم آخرین پستم را می­نوشتم باید همه­ی حرف­هایم را می­زدم! یادش بخیر! چه کسی فکرش را می کرد سیب ما در این یک­سال این­همه چرخ بخورد .. 1000 دفعه برایم اتفاق افتاده امّا آدم نمی شوم! که برادر! سرنوشت تو را «تو» رقم نمی­زنی! پس لطف کن برای خودت نقشه نکش .. اصلاً فکرش را هم نکن! .. آدم نمی شوی دیگر .. مهم همین است که آدم شدن تو «محال» است! حالا خودت به جهنم .. اصلاً ولش کن .. سال ما شده 23 ماه مبارک به 23 ماه مبارک! خدایا 17، 18 روز دیگر بیشتر وقت نداری­­ها.. حواست جمع باشد! هرکاری می­خواهی بکنی در همین 17، 18 روز تموم کن که برویم وارد سال جدید بشویم!

  چه کسی فکرش را می کرد که 23 از سال گذشته این همه توفیر داشته باشد با 23 امسال!؟ سالی با تمام توفیقات و ناکامی هایش .. با تمام شکستها و پیروزی هایش! آهای! آهان! ببخشید! با تمام طاعت­ها و معصیت­هایش! با تمام لحظات خدایی­اش و با خیل لحظات بی­خدا سپری کردنش!

  .. اما عیدانه رمضان ما ..  

 تو که مال این حرفها نیستی پس این مسخره بازی­ها را بریز دور که «توکل به خدا»، «خدایا امورم را به تو سپردم .. افوض!»،«راضیم برضایت .. تسلیم توام» خاک بر سرت .. نگو از این حرفها که اگر ظرفیت نداشته باشی، همچین بلایی سرت می آید که از هرچی عالم و آدم است بیزار می شوی ...

فرمودند: قبل این گنده­لات ­بازی­ها بگو «الهی لاتَکِلنی إلی نَفسي، طَرفَةَ عَینٍ أبَداً» خدا هوای مارو همیشه داشته باش .. آنی و کمتر از آنی رویت را از ما برنگردانی که واگذاری به خودمان همانا و وا دادن ما به شیطان همانا ..!

دلش را از ما راضی و خشنود بدار!

+ نوشته شده توسط ذیغار نشین در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 21:10 |


بسم الله .. کودکی از بحرین...!
(از همین جا دریافت کنید)